خرید بک لینک

از آخرین باری که اینجا چیزی نوشتم مدتها میگذرد.

چیزهایی در گذشته بوده که گاهی میآیم و میخوانمشان اما حذفشان نمیکنم. دلیلی ندارد. همچنان زندهام ، اما نه کورم و نه کر ، فقط گاهی سکوت میکنم. همین...

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1402 ساعت: 20:23

گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچند كدو بخرم براي كالسكه شدنو كدام چاله را پر كنم تا شب سيندرلا باشمو چند قدم فقط با توتا لحظه ي يكي شدن؟3)مدت هاست بدون تو جايي نمي رومبراي ات بارها گفته امكه چه گونه هر روز تو را در اولين چهره ي ممكن گم مي كنمو چه گونه تو را در آن چهره ي ممكن پيدا مي كنم.4)به من نگاه كن!همان طور كه به ماهتا وقتي ابري روي آن را بگيرد...5)محبوب من! که به شکل هزار رودخانه در من جریان داریکژتابی های مرا ندیده بگیرشاید جایی که باید رویاهای ات عمیق شوندچیزی از من در تو نشسته باشد که دلسردت کند. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 1:56

حس نمی کنی زنده یینمی دانی چه می کنینمی فهمی مرده یی.زمین زیر پای ات فهمیده پایت را محکم روی اش نمی گذارینام مادرت را تکرار کناگر مانده برایتدوباره تکرار کناین بار به جای من.از فصل هادوباره به یکی دل ببندسه ماه اش را زندگی کنشاید حس کنی زنده ییو بدانی باید نفس بکشیو بفهمی هنوز نمرده ییفقط سریع تر!بد جوری وقت زمین را گرفته یی.                                  مرداد 1400 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 1:56

گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچند كدو بخرم براي كالسكه شدنو كدام چاله را پر كنم تا شب سيندرلا باشمو چند قدم فقط با توتا لحظه ي يكي شدن؟3)مدت هاست بدون تو جايي نمي رومبراي ات بارها گفته امكه چه گونه هر روز تو را در اولين چهره ي ممكن گم مي كنمو چه گونه تو را در آن چهره ي ممكن پيدا مي كنم.4)به من نگاه كن!همان طور كه به ماهتا وقتي ابري روي آن را بگيرد...5)محبوب من! که به شکل هزار رودخانه در من جریان داریکژتابی های مرا ندیده بگیرشاید جایی که باید رویاهای ات عمیق شوندچیزی از من در تو نشسته باشد که دلسردت کند. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 1:56

گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 21:26

گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 21:26

گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 21:26

گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 21:26

گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 21:26

گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 21:26

گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 21:26

حرف های ام را نه به سارها

نه به تنه ی درخت ها

نه به غروب

هر روز لال تر می شوم

در دنیایی که تو در آن نیستی.

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:49

دوستانی وفادار هنوز به وبلاگ ام سر می زنند و گاهی با پیامی خوش حالم می کنند. بابت همه چیز ممنون.

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:49

به آرامی آغاز به مردن میكنیاگر سفر نكنیاگر كتابی نخوانیاگر به اصوات زندگی گوش ندهیاگر از خودت قدردانی نكنی.به آرامی آغاز به مردن میكنیزمانی كه خودباوری را در خودت بكشیوقتی نگذاری دیگران به تو كمك ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:49

بهار آمده

درخت ارغوان

نه گلی ، نه برگی.

برچسب: نویسنده: آتنا میرزاده تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:21

صفحه بندی