بازگشت
-
تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 20:23
از آخرین باری که اینجا چیزی نوشتم مدتها میگذرد.چیزهایی در گذشته بوده که گاهی میآیم و میخوانمشان اما حذفشان نمیکنم. دلیلی ندارد. همچنان زندهام ، اما نه کورم و نه کر ، فقط گاهی سکوت میکنم. همین... Adblock test (Why?)
بایدهای این روزها
-
تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 1:56
گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچند كدو بخرم براي كالسكه شدنو كدام چاله را پر كنم تا...
فقط سریع تر
-
تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 1:56
حس نمی کنی زنده یینمی دانی چه می کنینمی فهمی مرده یی.زمین زیر پای ات فهمیده پایت را محکم روی اش نمی گذارینام مادرت را تکرار کناگر مانده برایتدوباره تکرار کناین بار به جای من.از فصل هادوباره به یکی دل ببندسه ماه اش را زندگی کنشاید حس کنی زنده ییو بدانی باید نفس بکشیو بفهمی هنوز نمرده ییفقط سریع تر!بد...
نام کوچک تو
-
تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 1:56
گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچند كدو بخرم براي كالسكه شدنو كدام چاله را پر كنم تا...
یادگار
-
تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 21:26
گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچن
زندگی
-
تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 21:26
گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچن
شکسته تر از هم
-
تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 21:26
گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچن
دوباره
-
تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 21:26
گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچن
سکوت قشنگ
-
تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 21:26
گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچن
همین
-
تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 21:26
گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچن
ماندنی
-
تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 21:26
گاهی اگر فرصت کردی سری هم به این جا بزن!1)از تو بيرون مي زنمنه براي ترك كردن اتكه تماشاي ات كنم از دورتا نور بگيريو زمان در پنهاني ترين لج بازي ات بايستد....به تو بر مي گردماين شيوه ي عشق ورزيدن من است.2)تمام روز از خودم مي پرسماز اين بازارهاي گرانچن
لال
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:49
حرف های ام را نه به سارهانه به تنه ی درخت هانه به غروبهر روز لال تر می شومدر دنیایی که تو در آن نیستی.
پیام
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:49
دوستانی وفادار هنوز به وبلاگ ام سر می زنند و گاهی با پیامی خوش حالم می کنند. بابت همه چیز ممنون.
به آرامی آغاز به مردن می کنی
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:49
به آرامی آغاز به مردن میكنیاگر سفر نكنیاگر كتابی نخوانیاگر به اصوات زندگی گوش ندهیاگر از خودت قدردانی نكنی.به آرامی آغاز به مردن میكنیزمانی كه خودباوری را در خودت بكشیوقتی نگذاری دیگران به تو كمك
کوتاه
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:21
بهار آمده درخت ارغوان نه گلی ، نه برگی.
تعصب و خشونت
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:21
آزاد نویسی بدون توقف
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:21
امسال برای کارگاه های ادبی، بخشی در نظر گرفته ام به اسم " آزاد نویسی بدون توقف " . در این بخش بچه ها باید بدون ویرایش ، خط زدن یا پاک کردن ، متنی بنویسند. زمان نوشتن 10 دقیقه است. این زمان به سرعت می گذرد ولی نوشته هایی به جا می ماند خواندنی. " مریم حافظی " عضو نوجوان کارگاه این طور نوشت: من آرزوهای...
انجمن شاعران مرده
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:21
آقای کیتینگ : ما شعر رو چون زیباست نمی نویسیم و نمی خونیم ؛ ما شعر رو می نویسیم و می خونیم چون انسان ایم و انسان سرشار از احساس و اشتیاقه . پزشکی ، حقوق ، تجارت و مهندسی حرفه های خوبی هستن و برای حفاظت از زندگی انسانی لازم اند ، اما شعر، زیبایی ، عاطفه ، تخیّل و عشق چیزایی هستن که ما رو زنده نگه می ...
احمد آذری
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:21
انگار همین دیروز بود تماس گرفتم و گفتم آقای آذری تماس گرفتم ازتون به خاطر کتابایی که به کتاب خونه اهدا کردید ازتون تشکر کنم و بگم چه طور دل تون اومد از این همه کتاب خوب دل بکنید؟ برگشتی و تازه شما از من تشکر کردی و گفتی کتابا رو دادم که یکی مثل شما اونا رو بخونه. بعد قرار یه روز رو گذاشتم که بیاییم ...
گل های داودی
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:21
هیچ یک سخن نگفتنه میهمان نه میزباننه گل های داودی. (شاعر ژاپنی)